فرهنگی و ادبی

حرکت تاریخی کرد به خراسان

نویسنده : مهرانه مژدکانلو

در این بخش ملاحظه خواهید فرمود که کردهای خراسان صدها سال پاسداری این مرز و بوم را از تجاوز اقوام بیگانه و غارتگر محفوظ داشته و با نثار جان و مال و فرزند از حیثیت و آبروی مردم خراسان و ایران جانانه دفاع کرده اند .

و بدون هیچ گونه تردیدی باید بگویم، چنان که تمام مستشرقین و مورخین هم آنرا تایید کرده اند، اگر کردها به خراسان نمی آمدند، امروز استانی به نام خراسان را در آغوش ایران نداشتیم و از همه مهم تر مکتب و مذهب تشیع در خراسان در سایه شمشیر کردهای خراسان پا گرفت و استقرار یافت.

هدف اصلی این بخش که به نقل از کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان نوشته ی کلیم الله توحدی(کانیمال) است،

معرفی و شناسايی یکی از شاخه های اصیل درخت کهنسال و پرشاخ و برگ کرد مشهور به کرمانج می باشد،

بنابراین لازم است اشاره ای به تاریخ افتخار آمیز کرد و بالمال کرمانج داشته باشیم.

کردها بزرگترین و قدیمی ترین قبایل بزرگ آریائی سرزمین ایران هستند که در نواحی کوهستانی غرب فلات ایران از دیرباز سکونت گزیده و با تشکیل

اولین سلسله پادشاهی ماد تمام مردم ایران را زیر چتر و کلمه واحدی به نام ایران درآورده، در طول قرون و اعصار به وجه شایسته ای در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ و اشاعه میراث گرانبهای فرهنگی و بروز ملیت خویش کامیاب شده و رشادت و سلحشوری خود را در سینه تاریخ به ثبت رسانده اند.

گزنفون مورخ و سردار مشهور یونان که به پدر تاریخ معروف است می گوید:«کردها مردم بسیار رشید و دلاوری می باشند».

آقای شمیم در سخنرانی محققانه خود می گوید:« باید اعتراف کنیم که قبایل کرد بهتر و بیشتر از سایر اقوام ایرانی به حفظ بسیاری از آداب و مراسم و عادات ایرانی موفق گردیده و خیلی کمتر از قبایل دیگر دچار تحول و تبدیل شده اند».

درک کنان استاد سابق دانشگاه بغداد می گوید:

«کردها هرجا باشند خاصیت نژادی خودشان را نشان می دهند، بدان لحاظ در سوریه هم توانستند مقامات عالی دولتی را از آن خود نمایند».

کردها به علت خوی و خصلت اعتراض آمیز خود به مصادر ظلم و فساد، همواره مورد جور و شکنجه و قتل و کشتار قرار گرفته اند.

ضحاک ماردوش پادشاه خونخوار که مدتی بر ملت ایران چیره شده بود چون کردها را مزاحم خود می یافت فرمان داد هرشب دو نفر از آنان را کشته و از مغز سرشان برای مارهایش خورشت درست کنند.

دانشمندانی چون ابن قتیبه در کتاب المعارف و بدلیسی در کتاب شرفنامه و مسعود در کتاب مروج الذهب و طبری و دیگران این موضوع را به تفصیل ذکر نموده و فردوسی در شاهنامه به آن اشاره کرده و کردها را منجی واقعی ملت ایران از شر ضحاک ماردوش دانسته اند.

این مطالب به نقل از کتاب «حرکت تاریخی کرد به اسفراین» نوشته «کلیم الله توحدی(کانیمال)» است.

در این شماره طبق قرار قبلی به نقل دلاوری ها و رشادت های کردها، از زبان فردوسی خواهیم پرداخت.

آشپز ضحاک هر شب یک نفر، از دو کرد محکوم به مرگ را کشته و دیگری را پنهانی به کوهستان فرستاده و بدین ترتیب، نجات یافتگان روز به روز بر تعدادشان افزوده شد و علیه ستمگری ها و خونخواری های ضحاک قیام نموده و با یاری کاوه آهنگر آن اهرمن بدکیش را نابود کردند.

فردوسی در مورد نجات کردها از زیر ساطور قصابان ضحاک می گوید:

از اینگونه هر ماهیان سی جوان     از ایشان همی یافتندی روان

چو گرد آمدندی از ایشان دویست    برآن سان که نشناختندی کیست

خورشگر برایشان بزی چند و میش    بدادی و صحرا نهادیش پیش

کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد     کز آباد بر دل نیایدش یاد

بود خانه هاشان سراسر پلاس       ندارند در دل ز یزدان هراس

در بیت آخر فردوسی اشاره به تهور و بی باکی کردها نموده تا آنجا که گفته از خدا هم باک ندارد.

بدین گونه فریدون که به یاری مردم و رهبری کاوه آهنگر که او نیز به قولی کرد بوده است، پس از نابودی ضحاک ستمگر بر تخت شاهی نشست.

فریدون پسر آبتین که به وسیله مادرش در کوه دماوند پنهان نگهداری می شد، چون به شانزده سالگی رسید نژاد و تبار خویش را از مادرش پرسید. فرانک مادر فریدون در پاسخ فرزند خود گفت:

تو بشناس کز مرز ایران زمین     یکی مرد بود، نام او آبتین

ز تخم کیان بود و بیدار بود         خردمند و گرد و بی آزار بود

ز طهمورث کرد بودش نژاد     پدر بر پدر همی داشت یاد

پدر بدتر او مرا نیک شوی     نبد روز روشن مرا جز بدوی

و طهمورث کرد از نوادگان کیومرث نخستین پادشاه ایران بود که سلسل کیانیان در ایران باستان را بنا نهاد.

فردوسی طهمورث را کی شاه می خواند و ما امروز ایلات کی وانلو، کی کانلو، کی وانی و کاویانلو (منسوب به کاوه آهنگر) و بسیاری نام های دیگر از این گونه در زبان کرمانجی داریم.

پس از کیومرث پسرش هوشنگ به تخت بر نشست و هم او بود که به گله داری، دامپروری، بافندگی، ریسندگی، ساختن ابزار و تهیه پوشاک همت گماشت. از کوشش آن نامدار کرد، لباس پشمین بوجود آمد:

پس از پشت میش و بره،پشم و موی   برید و به رشتن نهادند روی

به کوشش از آن کرد، پوشش بجای     به گستردنی هم به او راهنمای

آنچه دیدیم گوشه ای از نیک نامی های کردها در کتاب شاهنامه و از زبان فردوسی بود.

در قسمت بعد نگاهی خواهیم داشت به موقعیت جهانی کرد ها از منظر کلیم الله توحدی، به نقل از کتاب محبوب حرکت تاریخی کرد به خراسان.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن