فرهنگی و ادبی

خلاصه شرحی از زندگانی و سروده های نظامی گنجوی

حجی قربان سروری سلطانی

بزرگ مردی که قرار است شرح حالش در پی بیاید، در عظمت و بزرگی، حکیمی است سترگ و سخن سنج

که سمند گفتارش معراج سخن را آن چنان درنوردیده که مقام منیع وی خامه را از رفتار و زبان را از گفتار بازداشته و طوری در وادی مثنوی جولان داده که از میان شاعران بلندپایه مثنوی سرا از آغاز تا کنون همنورد و هم طرازی جز فردوسی، سعدی و مولانا برای خود نمی شناسد.

او را در مثنوی دارای شش دفتر است که در آنها نه تنها مقلد نبوده است بلکه در سراسر دفاترش مبتکر بوده، چه بهتر که بگوییم دیگر مثنوی سرایان که پس از او آمده اند فقط مقلد بوده اند و به این مقلد بودن و پیروی از پیر گنجه افتخار هم نموده اند.

چون مجال کم است بهتر آن که به معرفی این شاعر گرانمایه بپردازیم. نام وی الیاس و لقب و تخلصش نظامی و نام پدر یوسف و نام جدش ذکی و نام جد اعلایش موید بوده که صریحا در ابیات ذیل آمده:

گر شد پدرم بر سنت جد          یوسف، پسر زکی موید

با دور به داوری چه کوشم        دور است، نه جور چون خروشم

نام مادرش رئیسه و از قبیله کرد (گر مادر من رئیسه کرد…) بوده است.

نظامی در طول عمر سه بار ازدواج کرده و از زن اول به نام آفاق فرزندی به نام محمد به یادگار داشته است..

زادبوم نظامی عراق عجم(اراک کنونی) بوده و تولدش بین سال های 540-533 و مدفنش شهر گنجه که در آذربایجان(قفقاز) است و تاریخ وفاتش بین سال های 602-599 و حدودا 64 سال عمر کرده است. همان گونه که اشاره کردیم نظامی را شش دفتر است:

1-مثنوی مخزن الاسرار: حکایت است که وقتی عطار نیشابوری منطق الطیر را سروده و به دربار فرستاده، سلطان هم نسخه ای از آن را برای نظامی فرستاد و خواست که او هم طبعش را در این زمینه بیازماید و ارمغانی مناسب تهیه کند که این قضیه باعث شد که نظامی دست به سرودن مخزن الاسرار زده و با سرودن آن، همه را به اعجاب و تحسین وا دارد و این مثنوی را به نام شاه بهرام نموده و شاه هم در مقابل چیزهایی برابر با پنج هزار دینار زر رکنی و یک قطار استر و اقسام جامدهای گران بها برای نظامی فرستاد.

2-مثنوی خسرو و شیرین که به نام ابوطالب طغرل ابن ارسلان آغاز و به نام قزل شاه خاتمه یافت.

3-مثنوی لیلی و مجنون که به خواهش ابومظفر شروان شاه که از نسل بهرام چوبین بود سروده شد.

4-مثنوی هفت پیکر: این نامه به نام سلطان علاء الدین کرپ ارسلان انجام یافت.

5-مثنوی شرفنامه: حکیم این نامه را به خواهش اتابیک اعظم ملک نصرت الدین ابوبکر سلجوقی سرود

6-اقبالنامه (خردنامه): به نام ملک عزالدین سروده شد.

و در پایان باید ذکر کنیم که از نظامی قصاید و غزلیاتی به دست آمده که قدری از آنها مسلم و قدری از آنها هم مشکوک و منسوب که توسط اندیشمندانی هم چون ناظم حکمت، منصور ثروت و وحید دستگردی و… جمع آوری و به چاپ رسیده است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

دکمه بازگشت به بالا