فرهنگی و ادبی

درون مایه

ارسال شده توسط : آقای ابراهیم نیکزاد

طبق تعریف درون مایه فکر اصلی هر اثری است.

خط یا رشته ای که در خلال اثر کشیده می شود و حوادث و موقعیت داستان را به هم پیوند می دهد.

به همین جهت است که می گویند درون مایه هر اثری، جهت فکری و ادراکی نویسنده را نشان می دهد.

درون مایه مترادف پیام نیست.

درون مایه هر اثر ممکن است پیام آن تعبیر شود اما به ضرورت هر درون مایه ای نمی تواند پیام آن اثر باشد.

پیام عنصر مشخص اخلاقی است، جنبه ای مثبت و آموزنده دارد و درون مایه ها ممکن است از این کیفیت برخوردار باشند یا نباشند.

نباید درون مایه را با موضوع یکی گرفت و این دو را به جای یکدیگر به کار برد، چنین اشتباهی موجب عدم فهم خواننده می شود.

درون مایه چیزی است که از موضوع به دست می آید.

مثلا موضوع داستان های (رقص مرگ) از بزرگ علوی و (آینه شکسته) از صادق هدایت، هر دو درباره مفهوم «عشق» است.

اما آن چه که این دو داستان را از هم متمایز می کند، درون مایه آنهاست و

که از موضوع آنها به وجود آمده است، در واقع برآیندی است از موضوع داستان، که بر روند تحول داستان تاکید می کند.

درون مایه داستان (آینه شکسته) : شکست در عشق اغلب نتایج ناخوشایندی به بار می آورد.

درون مایه داستان (رقص مرگ) : عشق موجب ایثارگری است.

گاهی می توانیم درون مایه هر اثری را از طریق تفسیر شخصیت اصلی هر داستان تشخیص بدهیم.

البته این شخصیت اصلی نباید با خود نویسنده داستان یکی گرفته شود.

گاهی ممکن است شخصیت اصلی حرف هایی بزند و کارهایی انجام دهد که خصوصیاتی متضاد با نویسنده را منعکس کند.

بعضی از داستان ها اصولا فاقد درون مایه اند.

و البته داستانی که فاقد درون مایه باشد، معمولا داستان خوبی نمی تواند باشد.

اغلب داستان های پلیسی، جنایی، کارآگاهی و بسیاری از داستان های بازاری از این دسته اند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

دکمه بازگشت به بالا