فرهنگی و ادبی

دوشنبه های مجهول الحال بی پایان

نویسنده: مهرانه مژدکانلو

بیدار شدم از خواب،صدای اذان می آید،معلوم است زیاد خوابیده ام

از بچگی عادت داشتم هنگام ناراحتی به خواب فرو میرفتم تا بگذرد ساعات اندوه و بیدار شوم از نو تا تازه شود روزگار

اما….سالهاست،چشم که میگشایم روز بعد امتدادی است از روز قبل و روز قبل ترش و روزهای قبل از آن….

تلویزیون را روشن میکنم،دینگ دینگ صدای چای ساز می آید گویی آماده شده آن چای شتابزده ای که نه طعم و عطر سابق را دارد و نه مهربانیش را…

آنهایی را میگویم که مادر دم میکرد کتری را روی اجاق میگذاشت منتظر میماند تا بخار بیرون بیاید و صدای قل قل کتری بلند شود،میرفت و قوری سفیدی که گل های قرمز داشت را برمیداشت و چایی را داخلش میریخت،چند دانه گل محمدی و بعد آب جوش…

باز منتظر میماند ۱۵ دقیقه نه یک دقیقه بیشتر و نه کمتر،آن قدیمی ها را که مینوشیدی جانت تازه میشد،رسوخ میکرد درون رگ هایت و گویی میشد زندگی را از سر گرفت…

البته خانه مادر هنوز هم همان چایی را دارد درون همان قوری گل قرمز…به سراغ آشپزخانه میروم بعد از صرف یک چای جعلی، امروز غذا قیمه میپزم بگذار بپیچد بوی دارچین و گلاب در اتاق های خانه و تازه شود روزگارمان…پرده هارا کنار میزنم باز میکنم راه نور را به درون خانه…

آب میپاشم روی ایوان بوی خاک برمیخیزد از سنگفرش هایش جای باغچه خانه پدر را که نه اما جای خالیش در قلبم را پر میکند…
کم کم عطر قیمه برمیخیزد از قابلمه روی اجاق بخارش حالم را دگرگون میکند…

دفترم را باز میکنم امروز چند شنبه بود؟

این باد بلاتکلیفی و حال نامعلوم فقط از دوشنبه ها برمی آید دوشنبه هایی که هیچوقت ورزش ورزش هنر هنر نبود هیچوقت دلمان درد نگرفت که زنگ بزنیم به ولی یمان…

آری این سه نقطه ها و جملات بی سر و ته هم فقط مال دو شنبه هاست…دو شنبه هایی که یار سر فرصت می آید و جان غمینم را از اندوه دلتنگیش میروبد اما همان کلاس های وقت نشناس دستان ملتمسم را از دستان سخاوتمندش جدا میکند و به خیابان های سرد پاییز زده میکشاند اه از دوشنبه ها اه….

امروز برایش قیمه پخته بودم اما شاید ولی…

این نوشته را هم به رسم دوشنبه های مجهول الحال بی پایان و بلاتکلیف رها میکنم با همان سه نقطه های اعصاب خورد کن و ناامید کننده مثل همان بوق هایی که به صدای نه چندان مهربان اپراتور که میگوید مشترک مورد نظر پاسخگو نمیباشد ختم میشود…

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگیری کپچا ...

دکمه بازگشت به بالا