فرهنگی و ادبی

معرفی کتاب | خداحافظ گاری کوپر

ارسال شده توسط : آقای مسعود لطفی

کتاب «خداحافظ گاری کوپر» یکی از مشهورترین کتابهای رومن گاری نویسنده فرانسوی است.

کتابی ماندگار که می‌توان هر صفحه از آن را باز کرد و با جمله‌ای روبه‌رو شد که ما را غافلگیر کند.

رومن گاری در سال ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلوله‌ای به زندگی خود خاتمه داد.

در قسمتی از یادداشتی که از او به جا ماند، نوشته بود: «واقعاً به من خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ!»

شخصیت اصلی کتاب جوانی ۲۱ ساله به نام لنی است.

یک آمریکایی جذاب و خوشتیپ که عاشق اسکی است و اعتقاد دارد قوانین زندگی فقط بالای ارتفاع ۲۰۰۰ متری قابل قبول است.

در غیر این صورت حتی اگر از قوانین شخصی خودش هم پیروی نمی‌کرد، مهم نبود.

«در ارتفاع صفر بالای سطح گه، همه کار مجاز است. آدم باید بتواند همرنگ جماعت شود.»

لنی برای فرار از خدمت در ارتش و اعزام به جنگ ویتنام، به خانه دوستش باگ مورن در ارتفاعات آلپ پناه آورده است.

در واقع خانه باگ به مکانی برای جوانان سرکش با ملیت‌های مختلف که از واقعیت‌های آزاردهنده روزگار خود گریزانند و زندگی و اسکی در برف‌های آلپ را تنها مایه تسلای خود می‌دانند، تبدیل شده است.

اما آمریکایی که لنی از آن گریخته است، در حساس‌ترین دوره خود قرار دارد.

در این زمان است که آمریکا گرفتار جنگ ویتنام شده است و رومن گاری در کتاب، نقدهای بسیاری را متوجه این موضوع کرده است.

کتاب «خداحافظ گاری کوپر» را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد.

در بخش اول با لنی و دیدگاه‌های او آشنا می‌شویم که فلسفه بسیار خواندنی و جذابی برای خود دارد.

و در بخش دوم جس وارد داستان و زندگی لنی می‌شود.

در بخش دوم با دانشجویانی آشنا می‌شنویم که درباره مسائل مختلف بحث و تبادل نظر می‌کنند که جس هم یکی از این دانشجوها است.

لنی هنگامی که برای پیدا کردن کار از ارتفاعات پایین آمده، جس را می‌بیند که برخلاف سنت فکری‌اش، به نوعی گرفتار او می‌شود.

بخش اول این رمان شما را شگفت‌زده می‌کند.

کتابی پرمغز با جملات بی‌نظیر و نقدهای تند و تیز که هیچ‌ چیزی را از قلم نمی‌اندازد.

در همین بخش است که نویسنده درباره جنگ، آمریکا، سوئیس، کمونیسم، سوسیالیسم و حتی کامو و لنین می‌نویسد.

همه این‌ها با طنز سیاه نویسنده همراه است. فلسفه لنی در ابتدای کتاب به معنای واقعی کلمه عالی است .

وجه مشترک همه این شخصیت‌ها این است که آن‌ها خود را در قالب جامعه یا تعریف‌های دیگران محدود نمی‌کنند.

برای آن‌ها مهم نیست دیگران چه فکری می‌کنند و در نتیجه همه آن‌ها عصیان می‌کنند. در برابر زندگی می‌ایستند و از قوانین خود پیروی می‌کنند.

بریده ای از کتاب :

از اصول معتبر زندگی لنی یکی این بود که هر وقت با چیزی مخالف بود بگوید موافقم.

چون کسانی که عقاید احمقانه‌شان را ابراز می‌کنند اغلب بسیار حساسند. هر قدر عقاید کسی احمقانه‌تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد.

باگ می‌گفت حماقت بزرگترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشرست.

می‌گفت باید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد، چون همه جور معجزه‌ای از آن ساخته است.

پیشنهاد می‌کنم اگر به کتاب‌های بوکفسکی، سلین و سلینجر علاقه دارید، این رمان را از دست ندهید.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

دکمه بازگشت به بالا