فرهنگی و ادبی

منطق الطیر به زبان کودکان

ارسال شده توسط : خانم ناهید صابری

حکایت سخنرانی هدهد برای آماده کردن پرندگان و همراه نمودن آن ها

هدهد که فردی باهوش و دانا بود و به خوب و بد روزگار وارد بود در حالی که لباس خداشناسی و تاج حقیقت بر سر داشت، نگران و پریشان به میان مرغان آمد و به آن ها گفت:

ای دوستان! من فردی حیله گر و فریب کار نیستم .

من پیام رسان خداوندم و از رازهای خلقت آگاهی دارم.

از نزدیکان حضرت سلیمان بوده ام و مقرب بارگاه او، به طوری که اگر متوجه غیبت من می شد کاروان ها را برای جستجوی من روانه می کرد.

برای یک هدهد تا جهان باقی است این مقام و منزلت بس  است.

هر کس مورد توجه پیامبران باشد اگر تاجی بر سر داشته باشد برازنده ی اوست.

ولی هر کس که ذکر خداوند را همیشه بر لب داشته باشد کسی در مقام منزلت، به پای او نمی رسد.

من چون با حضرت سلیمان تمام جهان را زیر پا گذاشته ام، معبود و پادشاه خود را شناخته ام، اما تنها چگونه نزد او بروم ؟

اگر شما همراه من باشید همه ی ما از نزدیکان درگاه خداوند می شویم. برای اینکه از محرمان و نزدیکان درگاه خداوند باشیم باید از غرور و خودخواهی دوری کنیم و باید آماده ی تقدیم جان در راه حق باشیم و در راه دیدن و رسیدن به معبود باید شجاع باشیم و خطرات راه را به جان بخریم.

بدون پادشاه زندگی کردن باعث ننگ است.

جان، بدون معبود به درد نمی خورد، اگر مرد راه هستی بدون معبود زندگی نکن.

اگر تو مردانه جان تقدیم معبود کنی، معبود جان های زیادی را نثارت می کند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

دکمه بازگشت به بالا