اجتماعی

ناگفته ها و گفته های انقلاب اسفراین

سال 57 یکی از مهم ترین سال های تاریخ معاصر و ایجاد تحولی عظیم و تغییری بنیادی در قوانین اجتماعی و سیاسی کشور و شروع یک مسیر تازه در ایران است.

سیل عظیمی از اقشار مختلف هم سوی این اتفاق شدند و به امید روزهای بهتر و داشتن آزادی حتی جان خود را هم فدا کردند.

امروز در چهلمین سال این تحول قرار گرفته ایم.

به همین بهانه در جستجوی مردان نقش آفرین انقلابی در اسفراین بودیم که اسامی های آقایان شهید حسین خردمندی، دکتر محمدنژاد، قنبرعلی خردمندی، حسین علی علیزاده، مرحوم شاهین فر، شهید طیبی، شیرازی، عزیزالله حقیقی، مرحوم جعفر لعل محمدی، محمود اکرامی فر، پارسا، حیدرعلی امیدی، صفرعلی متولی حقیقی، حاتم حاتمی، حاج غیاث الدین ناصرالساداتی، غلامی، شرافت، سبزه، حاج آقای رضایی، اسدالله حقانی دشتی، حاج حمید احسانی، شیخ علی اکبر اسحاق زاده، عباس کشاورز، حسن مهران، دادور، محمد علی محمدی، سید هاشم و سید حسین شریفیان و… را به ما معرفی کردند.

و افرادی را که نقش های مهم تری داشتند، در قید حیات بودند و ما توانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم شامل اسدالله حقانی دشتی، حسین علی علیزاده، محمد علی محمدی، قنبرعلی خردمندی و برات علی حاتمی  بودند. همه ما می دانیم افراد زیادی در «انقلاب در اسفراین» نقش داشته اند.

و جای خیلی از این عزیزان در لیستی که ذکر کردیم خالی است و برای این منظور پژوهش و زمان بیشتری طلب می کند که این مهم برای ما تحقق پیدا نکرد.

تمام آنچه در این جا گفته می شود بر اساس گوشه ای از تاریخ شفاهی انقلاب بر اساس گفته ها و مصاحبه های ما با این دوستان در اسفراین است.

سهم اصلی «انقلاب در اسفراین» در گفت و گوهایی که انجام شد مربوط به فرهنگیان، دانشجویان اسفراینی محصل در شهرهای بزرگ و دانش آموزان بوده است.

معلم ها و دبیرهایی که شروع به آگاه سازی دانش آموزان و مردم عادی کردند. دانشجویانی که اعلامیه و نوارهای کاست را از قم و تهران به اسفراین منتقل و بین مردم تکثیر می کردند.

تظاهرات با همکاری این قشر شروع می شود و بینش انقلابی کم کم در همه اقشار مختلف مردم اتفاق می افتد.

از هر قشری یک نفر نماینده گروه خودش برای آگاه سازی و برگزاری جلسات انقلابی می شود.

به طور مثال حسین علی علیزاده و دادور مسئول فرهنگیان، حاج غیاث الدین ناصرالساداتی مسئول دهقانان، آقای قنبرعلی خردمندی و دوستانش در هیئت جوانان، مرحوم غلامی و سبزه در جمع بازاریان و … می شوند و موجی از تمام گروه های مختلف در اسفراین به انقلاب می پیوندند.

جوانان انقلابی اسفراین کتابخانه ای به نام «کتابخانه امام صادق» در مسجد جامع اسفراین برپا می کنند.

و این خودش هسته ای برای دور هم جمع شدن آنها ایجاد می کند. انجمنی پنهانی به نام« انجمن اسلامی جوانان اسفراین» ساخته می شود و همین انجمن جلساتی شبانه را برگزار می کند. نوارهای کاست و اعلامیه ها بین آنها رد و بدل می شود و بحث و گفتگو بین آنها شکل می گیرد.

حاج آقای نکونام (از قم)، حاج آقای فرومندی، آقای علوی(از سبزوار) و …توسط انجمن جوانان اسلامی اسفراین دعوت می شوند و در جلسات انقلابی برای آنها سخنرانی می کنند.

آقای علیزاده شبانه، در ساعت های دو بامداد با دوستانش اعلامیه ها را پخش می کنند و پشت جلساتی که در خانه ها برگزار می شده است در خیابان در داخل اتومبیل خودشان نگهبانی می دهند تا به جلسات توسط حکومتی ها حمله نشود. آقای حسین علی علیزاده، مرحوم شاهین فر، آقای شیرازی، عزیزالله حقیقی و جمعی دیگر در جریان تبلیغات برای انقلاب در روستای زرق آباد تا حد مرگ کتک می خورند و زخمی می شوند. عباس کشاورز و حسن مهران دو معلم تاثیرگذار در روستای خوش و شهید طیبی در روستای رویین در آگاه سازی جوانان نقش بزرگی ایفا می کنند.

قسمتی از جلسات دعاخوانی آقای حقانی دشتی در خرینان اسفراین محل جلسات انقلابی ها می شود.

آقای حقانی با تعدادی از دوستانشان که حدود بیست و یک نفر می شدند در منزل آقای تفضلی در جلسه ای هم قسم می شوند.

و آقای حاتم حاتمی در این جلسه قرآن را به دست می گیرد و قسم یاد می کند تا در راه مبارزه تا آخرین لحظه با آنان باشد.

حاج آقای نکونام وقتی از قم به اسفراین می آیند مسجد خرینان اسفراین از او استقبال می کند و در آنجا ایشان سخنرانی انقلابی می کنند.

از درگیری های مهم که در اسفراین برای مسیر انقلاب اتفاق افتاده است می توان به چند نمونه اشاره کرد یکی از آنها در اوایل سال 57 بوده است زمانی که تظاهراتی توسط جوانان از جلوی آموزش و پرورش سابق شروع می شود و مسیری را طی می کند.

در این تظاهرات رییس فرهنگ، فرماندار و … وارد تظاهرات می شوند و به تظاهرات کنندگان می گویند ما به شما مجوز می دهیم تا شما تظاهرات خود را برپا کنید.

در نیمه تظاهرات آقای قنبرعلی خردمندی از تظاهرات بیرون می آید و به دوستانش می گوید« این تظاهرات قرار بود بر علیه شاه و سلطنت باشد نه حکومتی..».

همین باعث ایجاد بریدگی و ایستادن عده زیادی می شود.

و تظاهرات برهم می خورد تا شکل حکومتی به خود نگیرد. نمونه دیگر مربوط به زمانی است که آقای علوی به دعوت هیئت  جوانان از سبزوار به اسفراین می آید

و بعد از اتمام جلسه سخنرانی، در زمانی که او را بدرقه می کنند در قصبه(انتهای خیابان امام خمینی کنونی)، خیابان توسط حکومتی ها و کسانی که از اصلاحات ارضی سود برده اند بسته  و درگیری بین نیروهای انقلابی و طرف مقابل ایجاد می شود.

از درگیری های دیگری که از آن یاد می شود در ماه محرم است. عده ای از طرفداران حکومت از روستاهای اطراف اسفراین با چوب و چماق به شهر اسفراین حمله می کنند و با هدایت نیروهای نظامی و ساواک شیشه های مغازه های انقلابیون را می شکنند.

مهم ترین بخش که از کلیت گفت و گو با مردان انقلابی به دست آمد همدلی و همبستگی مردم و اقشار مختلف جامعه در اواخر حکومت پهلوی برای حذف سلطنت بود. جایی که دیگر حکومت نتوانست کنترلی روی مردم داشته باشد و انقلاب 57 به وقوع پیوست.

به امید آن که بعد از گذشت چهل سال بتوانیم به آرمان ها و اهداف انقلاب پایبند باشیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .

دکمه بازگشت به بالا